طلایه داران بهشت

معرفی شهدا...هدیه به شهدا صلوات

طلایه داران بهشت

معرفی شهدا...هدیه به شهدا صلوات

🌷بسمـ ربـ الشهـدا و الصـدیقیـن🌷

  💫نام  و نام خانوادگی شهید : امیرقاسم عابدین زاده
🔹فرزند :علی اکبر
🔹تاریخ تولد :1344
🔹محل تولد :تهران
🔹تاریخ شهادت :1/2/1366
🔹محل شهادت :سلیمانیه عراق
🔹شهادت در عملیات :انجام نشده کربلای 8
🔹وضعیت تاهل :مجرد
🔹تعداد فرزند : .
🔹علت شهادت :شیمیایی و تیر خلاص
🔹آخرین مسئولیت :فرمانده اطلاعات عملیات برون مرزی غرب کشور
🔹میزان تحصیلات :دیپلم
🔹شغل:بافنده
🔹مزار شهید :
بهشت زهرا تهران قطعه 28
🔶🌷🔶🌷🔶

🌷زندگی نامه شهید:
در خانواده مذهبی و پرجمعیت در محله باغ ایلچی بازار تهران به دنیا آمد.پدرش معمار بود .ششمین فرزند خانواده هفت نفری بود .بسیار مهربان و با گذشت.بچه‌ها را بسیار دوست داشت.طوری که بعد از شهادتش به دوستانش سفارش بچه های محله را کرده بود.تازمانی شهادت خانواده وفامیل از ماموریتهای خطرناک ایشان مطلع نبود

🌷خاطرات شهید:
خاطره ای که همرزم شهید تعریف کرده اینه که برای پیداکردن ایشون عراقیها جایزه تعیین کرده بودن بین کومله ها و منافقین برای پیداکردن این شهید جایزه تعیین شده بود طوری که وقتی مطلع پیشنهادمان ایشون در منطقه کل منطقه رو بمباران شیمیایی میکنن و بازهم به خاطر اینکه مطمئن بشوند از کشته شدن این شهید با اعزام یک گروه به منطقه تیر خلاص هم به ایشون میزنند. لحظه آخر این شهید که در خیلی از فیلمها هم از اون استفاده شد این بود که تمام عکسها و نقشه هایی که در مرزها تهیه شده بود را همراه با ماسک خودش رو به همرزمش میده و ایشون رو راهی میکنه تا خودش رو به مقر فرماندهی برسونه واطلاعات را به فرماندهان عملیات منتقل کنه که خودش ابتدا به شدت شیمیایی میشوند وبعد از
شیمیایی کردن منطقه با تیر خلاص ایشون رو به شهادت میرسونن


🌷وصیت شهید:متاسفانه به دلیل شیمیایی شدن شهید در زمان انتقال شهید به تهران وتحویل پیکر ایشان به خانواده همه وسایل ایشان معدوم شده بود ..

شهید میرقاسم عابدین زاده
خادم الشهدا
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر
🌷بسمـ ربـ الشهـدا و الصـدیقیـن🌷

  💫نام  و نام خانوادگی شهید : شعبانعلی  مهدی زاده لیاسی 

فرزند ؛اسدالله 

تاریخ تولد :1315 

محل تولد :ویشکی رودسر

تاریخ شهادت :
28/11/1364

محل شهادت :فاو

شهادت در عملیات :والفجرهشت 

وضعیت تاهل :متاهل
 
تعداد فرزند :پنج

علت شهادت :اصابت ترکش به پشت سروگلوله به پهلو 

آخرین مسئولیت :جمع آوری شهداومجروحین وانتقال آنان به عقب

میزان تحصیلات :ابتدایی

شغل:نجار

مزار شهید :گلزارشهدا زیارت ور عباس آباد (مازندران )
 شهید شعبانعلی  مهدی زاده لیاسی
خادم الشهدا
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم رب الشهدا


🌷شهید جلیل کهن 
🌷سال تولد: ١346
🌷محل شهادت: جزیره مجنون
🌷سن: ١9 سال

شهید جلیل کهن در شهرستان کوار استان فارس در خانواده ای مدهبی متولد شد.در سنین نوجوانی با دستورات اسلامی اشنا گشت و هرچه رشد و بالندگی می یافت علاقه او به اسلام و ایمه بیشتر میشد. ده ساله بود که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست.وی در این زمان در حال تحصیل درس بود و همزمان برای معاش خانواده در کشاورزی به پدر کمک میکرد.
زندگی روستایی از او انسانی شجاع و جسور و پرجنب و جوش ساخته بود و در عین حال روحی لطیف ارام مهربان و شوخ طبع داشت.
باشروع جنگ تحمیلی جلیل بی صبرانه قصد رفتن به جبهه داشت اما به خاطر سن کمش چندین بار مانع رفتنش شدند.
او ارام نمی نشست  و در حالی که 16 سال بیشتر نداشت برای بار اول به جبهه رفت.ان بار صحیح و سالم به خانه برگشت.اما او کسی نبود که از دور فقط شاهد فداکاری برادرانش باشد.در تابستان 65 بار دیگر افتخار حضور در جبهه نصیبش شد و شهامت و بی باکی او دلیلی بود که به عنوان ار پی جی زن گردان 
تعیین شود.
غروب سی ام مرداد بالاخره جلیل به ارزویش رسید و روحش ارام پرکشید.
 
نقل از همسنگر شهید: برادر سیف الله روستا
🌷✨🌷✨🌷
جلیل همه چیزش عجیب بود اخلاقش رفتارش  حرکات و سکناتش . خیلی خوش اخلاق بود و در خانه کم حرف و ساکت بود و در مقابل پدر و مادر بسیار متواضع و فروتن بود در خانه خیلی به من و پدرش کمک میکرد و احترام خاصی برای ما قایل بود.
قبل از شهادت به همراه دوستانش به کلاس کاراته میرفت با اینکه علاقه زیادی به این ورزش داشت اما به خاطر من و به خاطر نیازی که در خانه به او داشتیم از علاقه اش گدشت. 
همیشه دوستانش و دیگران را تشویق میکرد که به جبهه بروند و میگفت: "مگر نمی خواهید فردا در محضر فاطمه زهرا (س) رو سپید باشید"

من بارها خوابش را دیده ام. یکبار که تازه از سفر حج برگشته بودبم خواب دیدم که با چند نفر از دوستانش که همگی لباس بسیجی بر تن دارند وارد خانه شدند.وقتی از خواب بیدار شدم دیدم که چند تن از برادران سپاه برای دیدار ما امده اند.

نقل از مادر شهید جلیل کهن
🌷✨🌷✨🌷
چند بار با اصرار از پدرم خواست که اجازه جبهه رفتن را به او بدهد. اما پدرم به خاطر سن کمش مخالف بود.این اصرار کم کم به التماس تبدیل شد ارام ارام به ناله  و بعد هم بغض و گریه ..از خانه بیرون امد.گوشه حیاط زانوی غم بغل گرفته بود و  بغضش را فرو میخورد.هر چه دلداری اش دادم فایده ای نداشت 
بالاخره باچند بار گریه و قهر کردن پدرم راضی شد اجازه اش را صادر کند.

چند روز قبل از اینکه ما هنوز خبر نداشتیم چه وقت قرار است پدر و مادرم به سفر حج بروند.جلیل به خوابم امد.در عالم خواب به او گفتم کجا میروی گفت امده ام تا پدر و مادر را برای سفر حج بدرقه کنم و تا فرودگاه انها را بدرقه کرد.گفتم من تنها هستم پیش من بمان.گفت نه فقط برای بدرقه امده ام و رفت....
دو روز بعد از این خواب خبردار شدیم که قرار است پدر و مادرم همان سال به حج مشرف شوند.

نقل از خواهر شهید جلیل کهن
🌷✨🌷✨🌷
در منطقه فاو و در محور فاو-ام القصر بودیم.این محور تشکیل شده بود از دو خاکریز موازی یکدیگر که تقریبا 300-400 متر با هم فاصله داشتند.یکی نیروهای خودی  ودر پشت ان نیروهای دشمن وهیچ سرپناهی هم نداشتیم.اتش پر حجم دشمن هر لحظه بچه ها را هدف قرار میداد 
زمین حدفاصل دو خاکریز پر از گودالهایی بود که در اتر برخورد خمپاره یه ابکش را به خاطر میاورد.
شبانه میبایست از خاکریز به انطرف می غلتیدیم.و پس از پیشروی از این گودال به ان گودال در نزدیکی خاکریز دشمن در یکی از گودالها تا صبح کمین میدادیم. عراقی ها نیز همین کار را میکردند گاهی اینقدر به انها نزدیک بودیم که صدای پچ پچ انها را میشنیدیم. 
لحظه به لحظه در ان اوضاع مانورهای دشمن روشن میشد و ما در ان لحظه های پر اضطراب فقط دل را به خدا میسپردیم. این بود که هر کسی جرات پدیرفتن این ماموریت را نداشت وشجاعت بسیاری میطلبید.یکی از معدود افرادی که هرشب داوطلبانه بدون ترس به استقبال خطر میرفت و هر شب جور برادران دیگر هم میکشید شهید جلیل کهن بود.

نقل از برادر سیف الله روستا هم رزم و همسنگر شهید جلیل کهن
🌷✨🌷✨🌷
نحوه عروج شهید جلیل کهن

غروب سی ام مرداد 65 در حالی که گردان امام علی(ع) بعد از یک استراحت یک روزه و زدودن خستگی ناشی از بیدار باش شبانه اماده حرکت و جابه جایی به سوی سنگرهای خط مقدم میشد. قبل از حرکت دسته ای از بچه ها برای پر کردن مقداری گونی بوسیله خاک جهت بازسازی و ترمیم سنگرهایی که به خاطر اصابت توپ و خمپاره دشمن ویران شده بود  فراخوانده شدند. تمامی اعضا نزدیک به 20 نفر در کنار یک تل خاک مشغول شدند. زمانی سپری نشده بود که صدای صوت گلوله ای که برای عروج پرستوها شلیک شده بود. بدون اینکه اجازه هیچ عکس العملی بدهد  در میان سربازان اماده شهادت فرود امد. و فضای زیادی را گرد و سیاهی فرا گرفت . خاک ارام فرو نشست  اما سرخی غروب افتاب  با خون شهید جلیل کهن پیمان وداع بسته بود  و ترکش دشمن قلب جلیل را نشانه رفت  و او را به ارزوی دیرینه اش رساند.

نقل از برادر سیف الله روستا همرزم شهید جلیل کهن.

خادم الشهدا
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
بسم رب الشهدا


🌷شهید مصطفی حسین محمودی
🌷فرزند:الله وردی محمودی
🌷تاریخ تولد:1343
🌷تاریخ شهادت:1364
🌷محل شهادت:سومار 
🌷وضعیت تأهل:مجرد
🌷نحوه شهادت:اصابت گلوله به ناحیه قلب
🌷تحصیلات:دیپلم
🌷گلزارشهدای یافت آباد


✅خاطرات:
خانواده با رفتن به جبهه او مخالف بودن ,مادرش شناسنامه را پنهان کرده بود,که مانع شود,علاقه شدیدی به رفتن به جبهه داشت ,1روز همه راغافل گیرکرد و گفت :فردا عازم جبهه هست ,هیچ کس نفهمیدچطورمدارک راپیداکرد وخودش رامعرفی کرد.هیچ کاری را کسر شأن نمیدانست.میگفت :تاانسان زنده است بایدزحمت بکشد و زندگی کند.


✅وصیت نامه شهید:
ازطرف من به جوانان بگویدانچنان زندگی کنندکه در دنیا و آخرت سربلندباشندودرپیشگاه خداوند,
وهمیشه نمازتان راسروقت بخوانید.
خادم الشهدا
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
شهید ابوالقاسم موسویون 
تاریخ تولد 1343
شهادت 1360/6/13
نحوه شهادت غرق شدن در اب عضو فعال بسیج معلم قران از خانواده سادات

🌺بسم رب شهدا و الصدیقین 🌺

گوشه ای از یادداشتهای پاسدار شهید ابوالقاسم موسویون🌺شهید ابوالقاسم در شهر بهبهان بدنیا امد مومن و صابر بود 17 بهار رابیشتر ندید تا اینکه به بهارستانی ابدی شتافت باذکر پاره ای از یادداشتهای اوبرانیم تا گوشه ای کوچک از سیمای نورانی اوبر صحنه ترسیم نماییم همانا نماز و عمل من و زندگی وحیات و مرگم همه برای پروردگار جهانیان است درحالیکه شریکی برای وی قایل نمیشوم ومن از مسلمین هستم
🌺گوشه ای از ضعفها و کمبودهای اساسی🌺انسان بدنیا امده است تا در جهت و درمسیر الله به تکامل و رشد برسد و انسانها بتوانند امتی واحده بوده و خلیفه خدا بر روی زمین گردند پس همه اعمال و کردار و زندگی وحیاتش باید منطبق با خداباشد و همگی از سرچشمه گوارای فرهنگ غنی اسلام مایه می گیرد گوشه ای از ضعفها و کمبودهایی که دارم دراینجا می اورم باشد تا رهنمود و تجربه ای برای اینده و راهگشای مشکلات باشداصولا ضعف کلی و اساسی من است که تابه حال براساس خط مکتب حرکت ننموده و همه حرکات و گفتارها واعمالم درجهت اسلام نبوده وچون درگذشته با توجه به اگاهی وانتخاب که درضمیرم وجود داشته ومحیط مناسب خانواده که محیطی مذهبی بوده رو به مکتب اوردم البته من میدانم که در من اثری الهی و نهادی خدایی هست که با توجه به این انگیزه بایستی درجهت مکتبم به پیش بروم 
می خواهم بگویم که همه تلاش وزحمات ما بخاطر شغلمان نیست بلکه این زحمات و تلاشها و مسجد رفتن هل وغیره وسیله ای است که برای کسب دین ما باید سعی کنیم بفهمیم که ایا صفات یک فرد مسلمان را دارا هستیم یعنی فکر کنیم که ایا به طور کلی درراه اسلام گام برمیداریم و توانسته ایم خدا را دوست و اونیز ما رایاور قرار دهد یا نه واین هدف ایست وبس همیشه به یاد بیاوریم که از خداطلب ارزشها و اخلاق اسلامی وتقوی بیشتری عنایت کند صداقت حسن نیت اعتماد بنفس و به خدا بیشتر کند و هرچه به اداب و ارزشهای اسلامی مجهز شویم بازکم است


ویژگی اخلاقی شهید از زبان خواهرش 🌺
شهید ابوالقاسم هیچ گاه نماز شبش ترک نمی شد در مسجد باب الله بهبهان فعالیت زیادی داشت معلم قران بود باسن کمی که داشت ساده زندگی میکرد مطالعات زیادی داشت پولهای توجیبی رو کتاب میگرفت یک کتابخانه پر کتاب داشت

خواهر شهید موسویون می گوید:ابوالقاسم پولهای تو جیبی که پدرش بهش می داد رو کتاب می گرفت یه روز مادرم به شهید گفت مادر چرا همه پولهات روکتاب می گیری یه خوراکی بگیر و بخور شهید چیزی نمی گوید خواهر شهید می گوید چند روز بعد از این موضوع متوجه شدیم ابوالقاسم تا شب به منزل نمی اید تا اینکه یه روز به مادرش میگه مادر گفتم شاید راضی نباشی با پول توجیبیم کتاب بخرم بخاطر این میرم کارگری کارمیکنم تا از پول خودم کتاب بگیرم مادر از شنیدن این حرف بسیار ناراحت میشود و می گوید این چه حرفیه که میزنی من بخاطر خودت گفتم واز گفتن چنین حرفی به فرزند عزیزش به شدت ناراحت می شود


🌺خواب شهید
یکی از دوستان شهید خواب می بیند که شهید درخواب میگوید دوکتاب مفاتیح با جلدهای قرمز و سبز درکتابخانه ام هست ویکی از این مفاتیح ها متعلق به مسجد است وامانت بوده برو و به مسجد تحویل بده خواهرش می گوید دوستش اومد ورفتیم نگاه کردیم بله همون مفاتیح که نشونه روداده بود دیدیم و تحویل دادیم
خادم الشهدا
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر
🌷بسمـ ربـ الشهـدا و الصـدیقیـن🌷

  💫نام  و نام خانوادگی شهید : ابراهیم روشن تن
🌷فرزند :حسین
🌷تاریخ تولد :١٣٤٧
🌷محل تولد :تبریز
🌷تاریخ شهادت :٦٣
🌷محل شهادت :شرق دجله
🌷شهادت در عملیات :بدر
🌷وضعیت تاهل :مجرد
🌷تعداد فرزند :_
🌷علت شهادت :اصابت گلوله
🌷آخرین مسئولیت :بسیجی
🌷میزان تحصیلات :سیکل
🌷شغل:دانش آموز
🌷مزار شهید :تبریز مزارشهدای عباسی

🔶🌷🔶🌷🔶🌷🔶

🌷زندگی نامه شهید:
ابراهیم درسال٤٧درخانواده ای مذهبی وزحمت کش دیده به جهان گشود 
دوران ابتدایی را در دبستان کمیل وراهنمایی رادر مدرسه راهنمایی شاه حسین ولی گذراند
 هم زمان دربسیج ثبت نام کرده 
و در سال ٦٠که ١٣سال داشت اولین حضورخوددرجبهه راتجربه ودرعملیات مسلم بن عقیل شرکت نمود شوق حضور وشعور جهاد ابراهیم را تا سال ٦٣همواره همراهی کرد تا این که موعدملاقات فرارسید
 واو درحالی که لباس غواصی به تن بلندقامت خود داشت درعملیات بدر به آرزوی خودرسید وبرای همیشه نام خود راجاودانه کرد. روحش شاد


🌷خاطرات شهید:
ابراهیم دارای سجایای اخلاقی فراوانی بود که همواره دوستان وآشنایان ودبیران ومعلمان هنوزهم به نیکی یاد می کنند.
 او روحی با صفا و اخلاقی کریمانه وسجیه ای پاک داشت 
چهره معصومانه اش جذابیت خاصی داشت که همین باعث شده بود دوستان زیادی داشته باشد. 

🌷وصیت شهید:
از فرازهای وصیت نامه ایشان سفارش اکید به تبعیت وپیروی ازولایت فقیه بود وامام عزیز که می گفت ؛همه موجودیت ما امروز مدیون امام است.


شهید ابراهیم روشن تن
خادم الشهدا
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

بسمـ ربـ الشهـدا و الصـدیقیـن


  نام  و نام خانوادگی شهید : بیوک آسیابان نژاد
🔹فرزند :علی اکبر
🔹تاریخ تولد :1338
🔹محل تولد :تبریز
🔹تاریخ شهادت :62
🔹محل شهادت :جزیره مجنون
🔹شهادت در عملیات :خیبر
🔹وضعیت تاهل :متاهل
🔹تعداد فرزند :1فرزند
🔹علت شهادت :ترکش خمپاره
🔹آخرین مسئولیت :مسئول عقیدتی سیاسی سپاه
🔹میزان تحصیلات :لیسانس
🔹شغل: پاسدار
🔹مزار شهید : مزار شهدا تبریز



🔵زندگی نامه شهید:
شهید آسیابان درسال 1338درشهر تبریز،محله عباسی  دریک خانواده مذهبی چشم به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی رادرمدرسه ابوریحان وراهنمایی ودبیرستان خودرادرمدرسه شاه حسین ولی خواندوبااخذ مدرک دیپلم به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآ مد ودرکنارکاردرسپاه فعالیت های اجتماعی وفرهنگی در بیشترمساجدتبریزرابه عهده داشت،تااین که به عنوان مسئول عقیدتی -سیاسی سپاه انتخاب شدودوسال بعدراهی جبهه های حق علیه باطل شد.ایشان تنهافرزندپسرخانواده بود.که درعملیات خیبردرجزیره مجنون درحالی که فرزندش20روزه بود به درجه رفیع شهادت نایل شدومفقودالاثر.بعد18سال باتلاش برادران عزیزدرگروه تفحص شهداپیکرمطهراین شهیدبه آغوش خانواده برگشت.ودرمزارشهداشهرتبریزبه خاک سپرده شد.

🔵خاطرات شهید:
هم رزمان شهیدمیگویندشب عملیات تا صبح برادرآسیابان نخوابیدورازونیازمی کرد.شب تمام بچه هارادرسنگرجمع کردوگفت برادرامباداامشب رابخوابیدامشب شب عاشورای ماست.برای شان توسل خواندوزیارت عاشوراونوحه خواند.هم رزمانش میگفتندبرادرآسیابان جزواولین شهدادرعملیات خیبربود.همه ازاودرس شجاعت می آموختند.بعدازاین که ترکش به اصابت کردبه خودمی لرزیدوسردش بودخواستیم به عقب برگردانیم گفت منوبزاریدوبریددشمن درراه است.و..

🔵وصیت شهید:
به تمام خواهرهای عزیزم وصیت میکنم مواظب حجاب خودتان باشید.دشمن ازسیاهی چادرشماوحشت دارد.به برادرهاوخواهرهای انقلابی ام پشتیبان ولی فقیه باشیدوخداراهمیشه ناظراعمال خودبدانید،که این دنیاارزشی ندارد.ودرگاه خداوندتوبه کنیدکه خداوندتوبه پذیرومهربان است.
بازآ بازآ هرآنچه هستی بازآ
گرکافروگبروبت پرست بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صدباراگرتوبه شکستی بازآ
شهید بیوک آسیابان نژاد
خادم الشهدا
۱۶ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر